شهرستان چایپارا بدلیل وجود ارزانسراها و فروشگاههای پوشاک ارزان قیمت چندی است که زبان زد عام و خاص و مردم شهرهای اطراف و گاهی تا تهران و همدان و زنجان رسیده است، و این جای بسی شکر و جای تشکر و قدردانی از دست اندرکاران این امر را دارد. ولی تجربه شهرهای دارای بازار های معروف نشان داده است که به دلیل عدم توجه به برخی مسائل به مرور زمان باعث رکود بازار شده است. از جمله این مسائل نبود هماهنگی بین بازاریان و صاحبان این نوع مشاغل است. همچنانکه در بازار بزرگی مثل بازار تبریز، وجود هماهنگی بین بازاریان زبان زد همه است و این باعث پیشرفت و دوام این بازار است. از دیگر مسائلی که بایستی مورد توجه قرار گیرد دقت در جلب رضایت مشتری است که این بهترین نوع تبلیغ خواهد بود. در این بین وظایفی نیز بر دوش همشهریان محترم می باشد که آن نیز همکاری و راهنمایی صحیح و درست مسافران است. و اما از همه مهمتر، لزوم همکاری و هماهنگی مسئولین شهر با بازاریان است. و حفظ این موهبت الهی بر دوش همه است. چرا که بسیاری از خانواده ها در این وضعیت رکود اقتصادی کشور و جهان شکم خود را از این راه سیر می کنند. نکته ای که قابل توجه است و باید بدان توجه شود عدم دور اندیشی و درایت مسئولین در حفظ مسافران و مشتریان است. چرا که با وضع مقررات درون شهری مانند طرح جریمه زنان بدون حجاب شرعی ، می تواند بسیاری از مسافران که از شهرهای بزرگ تر و با حجابی متفاوت با فرهنگ شهر کوچکی مثل چایپارا ، پا به شهر مان می گذارند را دلزده کند که این خود در دراز مدت باعث رکود این بازار خواهد شد. در آینده با ورود شهرهای اطراف به جرگه شهرهای ارزانسراها شهر ما از نظر بازار و اقتصاد پسرفت خواهد کرد و این خود نیاز به مدیریت و درایت دارد.
یکشنبه
شنبه
یکشنبه
چایپارا جولانگاه کردهای روستاهای اطراف به بهانه جشن های عروسی

شاید شما هم این روزها شاهد مراسمات عروسی کردها در خیابانهای شهرمان باشید. کردهایی که تا دیروز بی سر و صدا و بدون هیچ های و هویی عروس می بردند اینک با تکان دادن پارچه هایی به رنگ پرچم کردستان ! خود نمایی می کنند. در ظاهر این افراد اشخاصی معمولی و روستا نشین هستند ولی معلوم است که در باطن از جایی تغذیه می شوند . حال باید فکری اندیشید تا به سرنوشت سولدوز و قوشاچای دچار نشویم.
سهشنبه
این شبها در شهر چه می گذرد؟

دو سه شب است که موتور سواران بسیجی توی خیابان مشغول مانور و گشت زنی هستند . البته این را به فال نیک می گیریم. ولی سواران این موتورها چه کسانی هستند. و چگونه می توان به این افراد به عنوان تامین کننده امنیت اعتماد کرد.
از نظر سنی مسن ترینشان که مسئولشان است 26 ساله است و با قد و قواره کوتاه و کم جثه. و کوچکترینشان هم نوجوانی است که تازه پشت لبش سبز شده و به زور تیغ چند تا مو رو صورتش درآورده. البته شایان ذکر است که این نوجوان با این که به سن رای نرسیده است در انتخابات اخیر رای هم داده است و از این نظر جای بسی شکر است که به بلوغ سیاسی رسیده است. حال بماند .
ولی این شب گردی ها برای چیست و این نوجوانان می خواهند با این کار شبانه (اضافه کاری) چه چیزی را ثابت کنند خدا عالم است و بس!!!
اشتراک در:
پستها (Atom)

