القُدس لنا!! .... ولیکن نَحن هُنا؟
شهر من(چایپارا) با بیشترین میزان بیکاری در بین شهرستان های هم سطح و هم جمعیت خود باز هم با حضور نیافتن خود در خیابانها اعلام حمایت خود از قدس را اعلام داشت. قدسی که 30 سال است حق من و امثال من خرج مردم بی لیاقت آنجا می شود که حتی عرضه پس گرفتن سرزمین خود را ندارند و آن وقت جورش را من ایرانی (کاسه داغتر از آش) می کشم. این مثل کلیشه ای رو هم که همگی شنیده ایم « چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است».در کشوری که در آن راهپیمایی برای ابراز عقیده و خواست رای ممنوع است برای آزادی کشوری دیگر راهپیمایی می شود.
شهر من(چایپارا) با بیشترین میزان بیکاری در بین شهرستان های هم سطح و هم جمعیت خود باز هم با حضور نیافتن خود در خیابانها اعلام حمایت خود از قدس را اعلام داشت. قدسی که 30 سال است حق من و امثال من خرج مردم بی لیاقت آنجا می شود که حتی عرضه پس گرفتن سرزمین خود را ندارند و آن وقت جورش را من ایرانی (کاسه داغتر از آش) می کشم. این مثل کلیشه ای رو هم که همگی شنیده ایم « چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است».در کشوری که در آن راهپیمایی برای ابراز عقیده و خواست رای ممنوع است برای آزادی کشوری دیگر راهپیمایی می شود.
امروز چند نفری هم به ظاهر در حمایت از مردم بسیار بسیار مظلوم فلسطین!! به خیابانهای شهر چایپارا آمده بودند ، اما چه کسانی بودند اینان؟؟؟
صف اول : سربازان سپاه پاسداران پرچم داران و پلاکارد برداران (به شوق 2 ساعت برگ شهری)
صف دوم : مامورین شهرداری و اداره برق و آب و فاضلاب و سایر ارگانهای کارگر پرور با لباس مبدل بسیجی
صف سوم: روسای ادارات (و یا بهتر بگویم شورای اداری شهرستان)
صف چهارم: معاونان و دست بوسان و خدمتگذاران صدیق صف سوم ( روسای ادارات)
صف پنجم: جوانان در مرحله تحقیق برای استخدام و رفتن در صف دوم !!!
صف ششم: همچنین
صف هفتم: همچنین
از صف هشتم به بعد بانوان محترم که حالا ازشون وزیر هم در اومده پا به پای شوهران خود در صف های اول بعد از چندین جمعه در خانه ماندن این جمعه به نام گردش در راهپیمایی حاضر بودند.
و صف آخر: دختران دم بخت!!!! (که نیازی به توضیح بیشتر ندارد)
و اما جالب اینجا است که شاهدان بیرون از صف از حاضران در صف بسیار بسیار بیشتر بودند و بر لب همگی نوعی لبخند تمسخر و افسوس بر حال خود و حاضران نقش بسته بود.
حال این قدس کی آزاد خواهد شد خدا عالم است و بس! تا ما مردم ایران هم به نان و نوایی برسیم.
صف اول : سربازان سپاه پاسداران پرچم داران و پلاکارد برداران (به شوق 2 ساعت برگ شهری)
صف دوم : مامورین شهرداری و اداره برق و آب و فاضلاب و سایر ارگانهای کارگر پرور با لباس مبدل بسیجی
صف سوم: روسای ادارات (و یا بهتر بگویم شورای اداری شهرستان)
صف چهارم: معاونان و دست بوسان و خدمتگذاران صدیق صف سوم ( روسای ادارات)
صف پنجم: جوانان در مرحله تحقیق برای استخدام و رفتن در صف دوم !!!
صف ششم: همچنین
صف هفتم: همچنین
از صف هشتم به بعد بانوان محترم که حالا ازشون وزیر هم در اومده پا به پای شوهران خود در صف های اول بعد از چندین جمعه در خانه ماندن این جمعه به نام گردش در راهپیمایی حاضر بودند.
و صف آخر: دختران دم بخت!!!! (که نیازی به توضیح بیشتر ندارد)
و اما جالب اینجا است که شاهدان بیرون از صف از حاضران در صف بسیار بسیار بیشتر بودند و بر لب همگی نوعی لبخند تمسخر و افسوس بر حال خود و حاضران نقش بسته بود.
حال این قدس کی آزاد خواهد شد خدا عالم است و بس! تا ما مردم ایران هم به نان و نوایی برسیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر