دوشنبه

نماینده ای به فکر دوره بعد البته نه در مجلس که در وزارت خانه های دولت.!!!

شاید اینبار در انتخاب نماینده شهرمان بیشتر دقت کنیم ویا اصلا دقت نکنیم (یعنی رای ندهیم). زیرا نماینده شهرمان هنوز به فکر کسب مقام و منصب است . در حالی که نمایندگان شهرهای دیگر به فکر کسب رای در دوره دیگر انتخابات و یا به بیانی دیگر به فکر کسب اعتبار در بین ملت هستند.
نماینده شهرستان خوی و چایپاره در دفاع از وزیر پیشنهادی امور بازرگانی اعلام داشت که ایشان فردی مودب و دارای فکری منظم و باهوش و آسودگی خاطر و نداشتن تشویش هستند. همچنین نکته مهمی که در دفاعیات آقای حسینی صدر به چشم می خورد این بود که ایشان اعلام داشتند که : مهمترین ویژگی این وزیر یعنی آقای غضنفری تسلط ایشان به زبان انگلیسی است !! این نشان می دهد که تسلط به زبان انگلیسی در بین وزرای پیشنهادی یک امر مهم و غیر قابل دسترس در این افراد است.!
همچنین ایشان یعنی آقای حسینی صدر در دفاع از آقای غضنفری ، از آمارهای ارائه شده در زمان تبلیغات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد استفاده میکرد.
در جلسه امروز مجلس نماینده میاندوآب در مخالفت با آقای متکی (وزیر پیشنهادی امور خارجه) اعلام داشتند که اسرائیل و ترکیه ، رقبای ما در منطقه قفقاز فعالیت دارند در حالی که هنوز ما در خوابیم. (اشاره به روابط اسرائیل و ترکیه و آذربایجان در خصوص صلح قره باغ).
تفاوت بینش سیاسی را در بین دو نماینده شهرستان ترک نشین می بینیم. این کجا و آن کجا.
نکته دیگری که در این روزها در بررسی وزرای پیشنهادی در بین نمایندگان مجلس مشاهده می شود این است کهاکثراً نمایندگان کلان شهرها مخالف برخی وزرا هستند ، در حالی که نمایندگان شهرستانهای کوچک اکثراً موافق با وزرای پیشنهادی این دوره از کابینه هستند.

پنجشنبه

فرماندار تابلو و تابلوهای فرماندار

فرماندار دولت کودتا از این بهتره نمیتونه عمل کنه
به جای اینکه به مسائل مهم شهرمون برسه ، به تابلو ها و استندهای کنار خیابونها سرک می کشه.
شبیه همون قضیه است که یارو موقع تبلیغات دوره قبل گفت دولت وقت این جور کارها رو نداره اما بعد از تشکیل دولت اولین کارش رسیدگی به لباس و پوشش بود. الان هم فرمانداری ما آنقدر سرش شلوغه که به تابلوهای کنار خیابان می رسه.
اما کسی نیست بگه مگه این تابلوهای تبلیغات شما بمناسبت های مختلف مگه چهره شهر رو به هم نمی زنه.

جمعه

!!! به اطلاعات زیر دقت کنید . مخصوصا به قسمت زبان و مذهب . وای بر ما
اطلاعات کلی شهرستان چایپاره
نام رسمی : شهرستان چایپاره
کشور : ایران
استان : آذربایجان غربی
سال شهرستان شدن :۱۳۸۶

مردم
زبان‌های گفتاری: ترکی آذربایجانی و کردی
مذهب: شیعه و سنی

جغرافیای طبیعی
مساحت: ۹۴۰ کیلومتر مربع
ارتفاع از
سطح دریا : ۱۰۹۵ متر

cloobآدرس کلوب شهرستان چایپارا در سایت

http://www.cloob.com/clubname/azarbayjanle

تاريخچه شهرستان چايپاره


شهرستان چایپاره یکی از بزرگترین و پرجمعیت ترین شهرستان ها در استان آذربایجان غربی می‌باشد ،و با مساحتی حدود ۹۴۰ کیلومتر مربع در شمال شرقی شهرستان خوی و یکی از شهرستان های شمال غربی استان می‌باشد ، شهرستان چایپاره از سمت شمال و شمال غربی به شهرستان ماکو و چالدران از سمت جنوب به بخش ایواوغلی و از سمت غرب به دهستان سکمن آباد در بخش صفائیه و از سمت شرق به شهرستان پلدشت و شهرستان مرند منتهی می‌شود که حدودا ۲۸۰۰۰ نفر جمعیت شهری را در خود جای داده است و بر اساس تقسیمات کشوری شهرستان چایپاره دارای دو بخش به نامهای مرکزی و حاجیلار و دو دهستان به نام های چورس و بسطام است .

بخش حاجیلار با وسعتی در حدود ۳۱۳ کیلومتر مربع دارای ۲۶ روستا و جمعیتی معادل ۹۱۹۸ نفر می‌باشدو دهستان های بسطام و چورس به ترتیب با وسعت های ۳۹۳ و ۲۱۸ کیلومتر مربع دارای ۳۲ و ۱۸ روستا و ۶۹۰۰ و ۵۷۰۰ نفر جمهیت روستائی می‌باشند .


وضعیت توپوگرافی
وضعیت توپوگرافی شهرستان با دشت های مختلف وسیع و کوهستانی و کوهپایه می‌باشد ، که وضعیت زمین های زیر کشت از نوع خاک های تحت پوشش رسی شنی – شنی رسی – رسی – لومی بوده که در سطح شهرستان به مقدار ۲۰۴۰۰ هکتار بوده که ۸۳۰۰ هکتار آن آبی و ۱۲۱۰۰ هکتار آن دیمی می‌باشند که با تکمیل سد آغ چای حدود ۴۵۰۰ هکتار تبدیل به آبی از دشت قره ضیالدین را پوشش می‌دهد و مابقی دیمی روستائی می‌باشند که آب استحصالی ان در حال ار منابع سطحی ۱۸۰۰ لیتر در ثانیه ، از منابع زیر زمینی ۲۲۰۰ لیتر در ثانیه ( مجموعا در حال ۴۰۰۰ لیتر در ثانیه) می‌باشدکه عمده محصولات شامل غلات ، چغندر قند ، یونجه ، آفتابگردان ، کدوی آجیلی ، و حبوبات و توتون می‌باشد که قبلا از نظر کشت توتون یکی از مناظق ده گانه کشت توتون در کشور بوده است .


اب و هوا
اب و هوای این شهرستان در چهار فصل معتدل برای هر گونه کشاورزی و دامداری با استعداد بالقوه شهرستان را پذیرا می‌باشد .

میزان آبهای سطحی ورود به شهرستان قره ضیالدین(چایپاره) از رودخانهٔ آغ چای به طور متوسط سالانه ۲۱۲ میلیون متر مکعب بوده که ۱۲ میلیون متر مکعب از این مقدار فوق در جهت استفادهٔ کشاورزان در طول سال در نهر ها و بند ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و مابقی آن در حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب از منطقه بدون استفاده گذر می‌کند . و ضمنا در مواقع سیلابی بارندگی ها حدود ۹ مسیل ( تاج خاتون – یتیم آغلی – علی آباد – سلوکلو – سالطه – حمزیان – دوه آغلی – دره حراملو – ایلانلی دوزی ) زیر سد و در بالا دست و جهت های مختلف شهر را فرا می‌گیرند که با تکمیل سد آغ چای مقدار فوق جزء ذخیرهٔ پشت سد اغ چای می‌باشد . به تعداد ۲۹ سد دهنه و بند های موجود منظقه – بصورت فصلی ، ۱۶ مورد به صورت دائمی ، و ۱۳ مورد جهت تامین آب کشاورزی شهرستان را طلب می‌کند. این شهرستان دارای ۴ مورد آب بند بتنی ( چورس – قره مرادلو – میرزا کندی – چیت خانه ) می‌باشد .

آب های زیر زمینی چاههای عمیف و نیمه عمیق در کشاورزی و شرب به تعداد ۲۲۰ حلقه ، به تعداد ۴۸ حلقه عمیق و ۱۵۲ حلقه نیمه عمیق جهت استفاده در کشاورزی و ۱۷ حلقه در صنعت و تولیدی خدماتی ، ۷ حلقه آب شرب شهری ، ۱۴ حلقه آب شرب روستائی و قنات ۳۴ رشته و قنات۲۴ رشته از دیگر موارد ابی در این شهرستان است.


جمعیت
این شهرستان از اقوام کرد و اذری زبان تشکیل گردیده که با همدلی و وحدت و بدون اختلاف در منطقه زندگی می‌کنند ، مردم کرد این شهرستان کوچ نشین بوده و دارای شغل دامداری و کشاورزی می‌باشند . و همچنین مردم آذری زبان این منطقه اکثرا کشاورز و دامدار می‌باشند و در تمام مراسمات مذهبی شرکت فعال دارند و در صحنه‌های انقلاب اسلامی همیشه و در همه حال حضور دارند .ایلات کوچندهٔ این شهرستان حدود ۵۰۰ خانوار است که از اول تیر ماه به ییلاق های مرز ترکیه کوچ می‌کنند و طوایف موجود در میان انها عبارت اند از : ( دودکانلوی میلان – دلایی میلان و شیخ کانلوی میلان ) و تعدادی از آنها هم به صورت ثابت ساکن هستند .

به صورت درصدی جمعیت تشکیل دهند هٔ این شهرستان به این صورت است : اذری زبان ( ترک اذربایجانی ) : ۸۳٪ ، کرد ( عشایر مهاجر و ثابت ) : ۱۷ ٪ که ۵۲ روستای آن روستاهای شیعه نشین و ۱۸ روستای آن کرد نشین و ۵ روستای آن هم به صورت ترکیبی از هر دو است .
برگرفته از :

امام جمعه محترم (نورپور) مردی برای تمام فصول!!!

روزگاری همانطور که قبلا اشاره کردم افرادی از شهر اقدام به جمع آوری امضا برای در خواست امام جمعه از رهبر معظم له می شدند. چرا که در آن زمان امام جمعه هر چه می گفت بی برو برگرد قابل اجرا بود و مردم فکر می کردند که با آمدن امام جمعه به شهرمان تا حدودی بر مشکلات فائق خواهیم آمد، ولی نگفتند که این امام جمعه ممکن است نُنُر از آب دربیاد و همه چیز را برای خود بخواهد و با کوچکترین جواب سربالایی قهر کند و شهر را به قصد ولایات نجف و قم !!! (همچون دوران قاجار) ترک کند. و آخر سر هم به یکباره جلای وطن شود.وای بر ما و پدران ما که سالها پارچه های طویل به دست از پله های استانداری و دفتر امام جمعه استان بالا و پایین رفتند و عاقبت نصیب ما فلک زدگان از این شد و البته از آن دریای بی کران ائمه جماعت !!! از این بیشتر هم انتظار نمی رفت. خوب بگذریم. و یا بهتره بگویم این نیز بگذرد.

شهر چایپارا (زین پس به جای واژه منحوس چایپاره از چایپارا استفاده خواهیم کرد.-ستاد مبارزه با فرهنگستان زبان پارسی-)

دهی که شهرستان شد!!!.(شبیه شهری که به یکباره ده شد.(چورس))این گفته از بیانات فصیح جناب آقای فرماندار است که در اعتراض یکی از همشهریان در خصوص مسئله ای شخصی این جملات را بیان داشته اند. آیا به راستی چنین است.؟دهی که شهرستان شد و یا شهری که فرماندارستان شد. روزگاری ریش سفیدان این شهر با ندانم کاری خود مانع پیشرفت این به اصطلاح ده شدند(مراجعه شود به کتاب چایپاره در گذر تاریخ) و اینک با تنگ نظری برخی از مسئولان که ریشه خود را به شوونیسم حکومتی فارس بسته اند، همچنان محکوم به پسرفت و عقب رفت هستیم.و اما سخنی با جناب فرماندار. جناب فرماندار با عنایت به فرمایشات بسیار بسیار پخته!! جنابعالی که امثال آن کم نمی باشد و در مطالب بعدی به نمونه های آن اشاره خواهم کرد، خوش به حال روستائیان عزیز که امثال شما را بر بالای سر خود ندارند و چه بهتر که ما همان به قول شما ده بمانیم. زمانی بود که هر ساله چندین بار در وسط بازار شهر مرحوم نجات مخلص و یا آقای شریف مهدیزاده اقدام به جمع آوری امضا و تومار برای تبدیل این شهر از یادها رفته به شهرستان می کردند که به نظر آن موقع حتما آقای فرماندار بچه دبستانی یکی از مدرسه های روستاهای اطراف خوی بود ، که اینک ادعای این چنینی دارد. این قضیه یعنی جمع آوری امضا و تومار در مورد امام جمعه محترم هم صادق است که بعدا در مطلبی جداگانه به آن اشاره خواهم کرد، که او نیز بر مشکلات این شهر قوز بالا قوز شد.

چایپاره یا چایپارا؟؟؟

شبیه همان "بودن یا نبودن " هملت است. و اینجا است که باید گفت "مسئله این است." قره ضیاءالدین، چایپاره و یا چایپارا؟اسم هایی که شهر من را به این نامها می خوانند و می دانند و می نامند و می نویسند.حدود دو و یا سه سال پیش با نام منطقه و بخش چایپاره و شهر قره ضیاءالدین خوانده می شد و اینک با نام شهرستان چایپاره نامیده می شود.در شهر شایعه شده که می خواهند نامش را به چایپارا تغییر دهند. اما مگر می شود دولتی که پایه در عقاید شوونیستی دارد و برای پیشبرد عقایدش دهه ها و البته سده ها است که با نام شهرها و روستاهای آذربایجان و سایر اقلیت های قومی و مذهبی در حال مبارزه است اینک به یکباره نام شهری از شهرهای آذربایجان را با تلفظ تورکی آن بنامد. به نظر من این از محالات است. ولی در بین مردم این نام به وفور در شیشه مغازه ها و بر روی اتومبیل ها دیده می شود.بیایید هویت و اصالت خویش را با "ه" ی از تورکی به فارسی تغییر ندهیم